|
سلام گلم
خیلی تلاش کردم از روز تولدت بیام و برات پست بزارم اما نی نی وبلاگ مشکل داشت.............
تولدت مبارک نازنین مامان
هیچ وقت فکر نمی کردم اینجوری بهت تبریک بگم
کلی برنامه داشتم.........................
امروز برخلاف همیشه که برات پست می زاشتم تو کنارم نیستی تو تو خونه نیستی مامان تنهاست با یه عالمه غصه و دلتنگی با یه عالمه دلشوره
چه روزهای سخت و تلخیه این روزها ....................
مامان فدات بشه امیرم
تو توی بیمارستان بستری هستی و من اومدم خونه تا بعد از یه کم استراحت دوباره برگردم پیشت
محمد امیرم روزی که داشتم می بردمت فکر می کردم تا چند ٢روز دیگه میایم خونه ولی ...........
نمی دونم حکمت خدا چیه چرا اینجوری شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو بعد از عمل ترخیص شدی اما یه هو تب کردی تب شدید برای همین نگهت داشتن
من اومدم اینجا برات بنویسم نه از سر دلخوشی ،برای اینکه از دوستای مهربونی که وبلاگ تو رو می خونن بخوام برات دعا کنن ، دعا کنن که زود زود بیای خونه و دوباره همون پسر شیطون خودم بشی
خدای خوبم ازت ممنونم که درد سخت به ما ندادی از روزی که امیروبردم بیمارستان می فهمم چه مادر ناشکری بودم ................
از روزی که زینب ١٣ماهه رو دیدم که نیاز به پیوند کلیه داره
سارینای نازنین که سنگ کلیه داشت
محمد حسین عزیزم که مبتلا به سرطان بود و خیلیای دیگه ........................
خدایا تورو شکر می کنم به خاطر همه ی داده و نداده هات و عاجزانه ازت می خوام محمد امیر من رو سالم و سلامت به خونه برگردونی
خدایا خوبم ازت ممنونم به خاطر دادن مادری مهربان و دلسوز به من که مادرانه و بهتر از من از امیر نگهداری می کنه و با وجود همه ی دردهای جسمی خودش فداکارانه و بی منت توی بیمارستان از امیر مراقبت می کنه
موضوع :
|